دومین همکاری نوید اربابیان, علی باغفر, عبدی بهروانفر و مسعود فیاض زاده تابلوی هشت رنگی شد به نام "کخئو کلخت" که اول آبان برای اولین بار تو کافه سینما, رونمایی شد.
انتشار "کخئو کلخت" یک سال بعد از "شلمرود"٫ نشان از استمرار انقلاب ماد تو موسیقی زیر زمینی ایرانه و ماد ها رو به بالاترین درجه ی بلوغ کاری, بعد از حدود یک دهه فعالیت می رسونه....

قبل از Play کردن دستگاه پخش و گوش دادن به CD, ا Cover آلبومه که آدم رو مجذوب خودش می کنه.
فضای کرم-قهوه ای زمینه و خطوط منحنی با طرح مینی مال صورت انسان, ذهن رو بی اختیار به سمت فضای مالیخولیایی اینساید های گروه Tool می بره.
قاب سی دی رو که باز می کنیم, به منظره!ی مگسی با شمایلٍ خر! برخورد می کنیم تو محیطی نارنجی-قهوه ای که تراک ها و ترانه سرایانش, دور تا دور این موجود ماورایی چیده شدند!

inside رو باز کنی, به شگفتی هات اضافه میشه! عکس یک انسان با ماسک که جک و جونور ها دارن از سر و کولش بالا(و پایین!) میرن! و نام نوازندگان اثر تحت عنوان "گروه ماد".
عبدی بهروانفر : آهنگساز و ترانه سرا - خواننده - گیتار - هارمونیکا
نوید اربابیان : باس
علی باغفر : درامز
پویان قندی : گیتار
مسعود فیاض زاده : گیتار
سروش مقدم : فلوت
داریوش دانش نیا : میکس
علی مشکات : مسترینگ
مونا انتخابی : همخوان
و سورپرایز آلبوم - استاد عاشیق علی اکبر بهاری : قُشمه - سُرنا - کمانچه
تو بخش داخلی inside, جک و جونور شناسی مخاطب, تکامل پیدا می کنه!
عکس یادگاری یک زوج "جک و جونور!", مردی در هیبت انسان و سر خر! و زوجه ای با اندام آدمی و شئ ای! بر سر! (یا, بر صورت!)
سمت راست این عکس یادگاری! مقداری خر به ثبت رسیده و دیسکوگرافی دو ترانه "سوگ" و "این".
"این", شاید نشان از اینه که حتا خود طراح هم نمی دونه که اینهمه "جک و جونور" رو از کجا آورده یا از کجا اومدن و چی هستن اصلن!
و رو برگه سمت چپ, دیسکوگرافی شعر "Whopper!" ,از کتاب شعر برجسته کودکان "A Pizza Size Of The Sun" اثر Jack Prelutsky که عبدی این بخش رو در انتهای نهنگ خام اجرا کرده.
"جک و جونور" های "کخئو کلخت" تمومی نداره...
مردٍ "خر" نما و زنٍ "شئ" چهره! - رُقی و مُصطفی - شیخ صنعان! - زن مست - پسر عمو و جو - نهنگ! - پادشاه و الاغ - استاد و شاگرد تنبل - پسرای الکلی و دخترای شیک و پیک فکلی ...
نکته جالب این که,"کخئو کلخت" به زبان مشهدی, معنی "جک و جونور" رو میده و قرار بود اسم مجموعه یکی از همین "جک و جونور"ها یعنی "رُقی و مصطفی" باشه ...

قطعه یک - رُقی :
اولین جونور "کخئو کلخت" , رُقی نام داره که به تورٍ حسنیٍ شلمرود ما می خوره.
حسنی به شهر اومده و حالا اینجا خودش رو فراموش کرده, "آقا غضنفر", "گرگ بالان ریده", پدر بزرگ و داس ش رو و "باغ وبا گرفته" ش رو.
همه رو, جا گذاشته و الان نگرانیش در موردٍ کُلفتٍ کوتاه قد و فقیریٍ که اسمش رُقیٍ!
دیگه کاپشن کاره خودشو کرده
به یک فقیر بی گناه به نام رقی
که بچه ش 10 سانت از خودش بزرگتره
ولی نه! نیمه دوم تراک, حسنی بازم از خودش میگه و یاد شلمرود ش می افته.
ما همه ده سانت, بیست سانت, که نه سی سانت, از آفتاب و ستاره بالاتریم
گوژ پشتمون اگه نبود
اگه نمی خواستیم نون بخریم
لم داده رو علف
امروز داریم عُق می زنیم
میون جوب خون و کف
و تو بخش های آخر, بازم به همه گیر میده...
امروز اگه اسیر دل یا این عقاید شتی
فردا تو بیشتر از رقی, مستحق کاپشنتی
بزن به چاک ای بچه جون
حرفای معنوی نزن
قطعه دو - زدیم به خونش
داستانی واقعی! به روایت علیرضا بابایی و ویرایش عبدی بهروانفر.
جونور تراک یک که حالا تو "کخئو کلخت" دیگه اسمش حسنی نیست به بیت الاحزان رفته و برگشته و تعریف تازه ای از لبیک رو داره فریاد می زنه و مخاطب کلامش خداییٍ که, حسنی اینجوری تفسیرش می کنه.
از تو کمک می خواستیم
به تو تنهای هیچ
آن هیچ بزرگ
به تو شکایت بردیم
ولی چیزی جز سیاهی ندیدیم
و رابطه های جدید!
زجه ممتد سگ
شیخ صنعان در خواب
.
برهوتی مست
تف ضربه خورشید بر آب
قطعه سه - این؟!
حسنی تو رفت و برگشت هاش دوباره به فضای شهر بر می گرده و جک و جونورهای دور و برش رو زیر نظر می گیره که رابطه هاشون هیچ برنامه و نظام مشخصی نداره.
این نور برفه
یا برق آسمون
این سبزی جیغه
یا سردی زمستون
این تخت بنگه
یا جیگر زلیخون
این زن مست یا .....
بگو ببینم این مجلس عزاست
یا جشن آینه هاس
و این تناقض آشکار انگار به جنون می رسونتش!
شهر بی کس زیباترینٍ این تناقض هاست که با تکرارٍ "تف به دل ما", حسنی ای که همه دیوانه می پنداشتنش رو یه فرد عاقل و بالغ و هوشیار نشون میده...
قطعه چهار - پسر عمو جون
تو این تراک حسنی, خاطره ی پسر عموی از دست رفته ش (رو که قبلن تو روستای شلمرود و تراک "توپ توپ" حسابی از خجالتش در اومده بود!) رو تو قالب فولک زنده می کنه و سرنوشت و سرگذشت تلخش رو که با یه تلخیٍ بی پایان همراه بود, به هم گره می زنه.
اوج هنرنمایی عبدی تو این قطعه, واج آوایی "هی جو" و "پسر عمو جون"ٍ که هوش از سر شنونده می بره.
و در پایان هم قسمت هایی از "هی جو" جیمی هندریکس با هنرنمایی بی نظیر استاد عاشیق علی اکبر بهاری.
قطعه پنج - نهنگ خام
قطعه شش - سوگ
حسنی تو رفت و برگشت های دیوانه کننده ش, به خودش بر می گرده و آروم تر شده.
شهر بی کس رو اینجا با لفظ "همه جا شب بود" و "همه جا ياس بود" تکرار می کنه.
آروم ترین فضای موسیقیایی و کلامی در "کخئو و کلخت".
قطعه هفت - گپ
حسنی داستان ما, تو هفتمین ایستگاه خودش از بی همزبونی و بی همکلامی ها خسته شده و منتظر یه اتفاقه! اتفاقی که شاید هیچ وقت نیفته.
حسنی, خسته از اما و اگرها و بود و نبودها و داشته و نداشته ها همه چیش رو, رو می کنه!
نمی خواد شاگرد آخر باشه.
نمی خواد دیگه کارش رو ادامه بده و شعر بگه.
غم نان رو می فهمه و راه برگشتی نداره, پس میره جلو و ادامه میده.
میگه و میگه و میگه و باز همون حسنیٍ بی نام و نشون...
همون حسنی "مرد سرد و گرم چشیده" که تو نقش گوینده اخبار یهو وسط اجرا قاطی می کنه و هرچی به دهنش میاد رو تو قالب خبر عر می زنه - حسنیٍ "به سرم زد" که به سرش می زنه و سرخ میشه, ماه میشه, پرتو میشه,دود میشه... - همون حسنیٍ شلمرود....
حسنی گپ می زنه ولی با خودش و حرف آخرشم, آخر میگه:
تو رو زنجیر می کنن می بندنت
یا یه قلاده می ره تو گردنت
یا میری تو ویترین مغازه ها
می شی جزو آدمای شهر ما
قطعه هشت - مصطفی
حسنی از همه گفت. از کلفت و دکتر. از رُقی و فاطی. از دختر رُقی. از شیخ صنعان. از زن مست. از مردم شهرش. از خداش. از پسر عموش. از هی جو هندریکس. از نهنگ خام ٍ جک پرلتسکی و در انتها می رسه به بهترین دوستش.
تو فضایی آروم از خاطرات و یادگاری هاش, از خوبی ها و رفاقت هاش, از حسرت هاش و از مصطفی... یاوری میگه.
"کخئو کلخت" رو از اینجا گوش کنید.
امیر مطلبی